تبليغاتX
سپید سیاه خاکستری
 داروهای "امن"

خب اینم عکس داروهای چینی.

دکتر برای یه دوره سرما خوردگی ویروسی بهم ۲۰ تا شیشه شربت،۱۸۰ تا از یه کپسول و ۱۲ تا از یه کپسول دیگه داد. طبق دستور باید روزی ۳ تا شیشه شربت نوش جان کنم. این شربتا درش وا نمی شه. باید اول با نی هایی که همراه شربت می دن در شیشه سوراخ شه و بعد نوش جان بشه. از اون کپسول سبز پر رنگ باید روزی ۱۲ عدد ناقابل خورده بشه. یعنی سه بار در روز و هر بار ۴ تا و از اون یکی روزی یه دونه. یکی ندونه فکر می کنه اینا نقل و نباتن که باید ۱۲ تا ۱۲ تا خورده بشن. خودم اولش وحشت کردم ولی بعد دوست چینیم "جین جین" بهم گفت که نترس بیشتر داروهای چینی گیاهی هستن و واسه همین باید در هر نوبت به تعداد زیاد مصرف بشن و ضرری هم برای کلیه و معده ندارن و داروهای چینی خیلی "امن" هستن. اولین بار که سرما خوردم سه بسته ۱۰ تایی آموکسی سیلین خوردم که نه تنها خوب نشدم احتمالن یه بلایی سر معده و کلیه مبارک هم آورده و من خبر ندارم... ولی جدن این داروها اثرشون خوبه و دیگه زیاد دلم به پولی که بابتشون دادم نمی سوزه.

 

|+| نوشته شده توسط Talieh Akbari در Sun 20 Jan 2008 و ساعت 13:35  
 بیمه چینی یا آنفولانزای مرغی، مسئله این است

 

راستش هنوز یکی دو هفته بیشتر از سرما خوردگی قبلی و خود درمانی با آموکسی سیلین و گایافنزین ارسالی از ایران نگذشته که دوباره سرما خوردم. از اون جا که هنوز دکترای زبان چینیمو نگرفتم و برام توضیح دادن بیماری به دکتر کمی مشکله و حال و حوصله منت کشی از همکارای چینیمم که فارسی بلدنو ندارم خواستم دوباره ترجیح بدم خود درمانی کنم که تو رادیو یه خبر توپ درباره آنفولانزای مرغی اومد زیر دستم... که جناب مائو چیون آن سخنگوی وزارت بهداشت چین با اشاره به این که در فصل های زمستان و بهار شاهد بیشترین موارد بیماری آنفولانزای مرغی هستند، اعلام کرده که در آینده امور پیشگیری از این بیماری و کنترل آن را تقویت خواهند کرد و به منظور پیشگیری از سرایت این بیماری تدابیر ویژه ای خواهند اندیشید.

منم فکر کردم از اون جایی که وضع بروکراسی اداری تو چین صد برابر از ایران هم بدتره (شماهایی که تو ایرانین خوشحال باشین چون این جا هم پارتی و پارتی بازیه وگرنه کارتون چندین ماه طول می کشه) تا اینا بیان تدبیری بی اندیشند من آنفولانزای مرغی گرفتم مردم... بعدشم جنازه رو می پیچن تو پرچم وطن و شوت می کنن واسه بازماندگان. کلی آدم هم از اقصی نقاط ایران میان فرودگاه (چه اعتماد به نفسی!) و می پرسن چی شد مرد؟ می گن هیچی آنفولانزای مرغی گرفت... فکر آبرو ریزیشو بکنین... من ترجیح می دم این جا جنازمو بسوزونن تا بفرستن ایران و بگن از آنفولانزای مرغی مرد... البته شاید هم بسوزونن و شوت نکنن ایران!

خلاصه این که از ترس جونم و این که هفته پیش هم مرغ خریده بودم و کوفت جان کرده بودم منت همکار چینی کشیدم و روانه دارالشفا شدم. طبیب هازغ، شاید هم حازق آهان حاذق چینی بیماری بنده رو سرماخوردگی ویروسی تشخیص داد و پرسید آخرین بار کی پنی سیلین زدم که منم از ترسم گفتم حساسیت دارم و اون هم به قول همکار چینیم که اسمش جین جینه یه داروی "امن" تجویز کرد. البته یه وقت فکر نکنین اینا به پنی سیلین میگن پنی سیلین ها؟! در زبان چینی همه کلمه ها ترجمه شدن و همکارم که جدن فارسیش خوبه و بچه با سواتیه و کمی هم انگلیش می دونه واسه من به پنی سیلین ترجمش کرد...  

راستش تا اینجای کار فقط گلو درد داشتم و کمی سردرد و سرفه خشک. اما وقتی واسه یه نوع شربت و دو نوع کپسول سی هزار تومن ناقابل به پول ایران پیاده شدم و بعد هم فهمیدم که شرکت بیمه رسیدهای زیر صد و سی هزار تومنو پرداخت نمی کنه تبم کردم و کلی هم برای روح پدر شرکت بیمه چینی صلوات فرستادم ...

 

 

|+| نوشته شده توسط Talieh Akbari در Wed 16 Jan 2008 و ساعت 23:18  
  ولیمه خوری در پکن در معیت حوری های چینی

 به نظرم دعوت شدن به ولیمه خوری حجاج چینی دلیل خوبی واسه کنار گذاشتن تنبلی و آپ کردن وبلاگه. یادمه اولین بار که به "نیوجیه"؛ بزرگ ترین محله مسلمان نشین پکن رفتم کمی تعجب کردم و باور این که تو چین هستم کمی سخت شد. انگار آدم انتظار نداره تو دل پایتخت چین قبه و مناره چینی ببینه. معماری این محله کاملن معماری چینیه با غلبه رنگ قرمز و البته کمی هم رنگ سبز که تو این محله بیشتر به چشم می خوره ولی شباهت عجیبی هم به کشورهای اسلامی آسیای میانه داره. منظورم از این توضیح اینه که وقتی رئیسم دعوتنامه انجمن اسلامی چین رو برای دقیقن ولیمه خوری بهم داد، به همون اندازه متعجب شدم. حاجی دیده بودم ولی عمرن حاجی چینی ندیده بودم. روی دعوتنامه یه "بسم الله الرحمن الرحیم" و یه "عید سعید" گنده نوشته شده بود که اون هم جالب بود. شب عید قربان که تو چین یه روز از ایران جلوتره بعد از تموم شدن کار با دو تا از همکارای افغان، یه همکار فلسطینی و یه همکار ترک (بچه مسلمونای رادیو بین المللی چین) برای ولیمه خوری به طرف هتل شرایتون پکن راه افتادیم.

جای همه دوستان خالی.به محض ورود چند تا حاجی خوش تیپ و بامزه چینی که کلاه سفیدی رو سرشون بود، جلو اومدن و گفتن "سلام علیکم".نمی تونین تصور کنین شنیدن این دو کلمه با لهجه چینی چقدر جالبه.ما هم یه تقبل اللهی گفتیم و چند کلمه هم چینی بلغور کردیم.حین فیض بردن از ساز و ضربی که کمی پیش از رسیدن ما شروع شده بود سری هم به میز غذا زدیم.من تقریبن از تمام 30یا 40نوع غذا، 10نوع سالاد و 15نوع دسری که روی میز چیده شده بود و با انواع شکل ها و رنگ های متنوع به آدم چشمک می زد خوشم اومد.تنوع غذاهای چینی کلن از تصور ما که تعداد غذاهای معمولمون از تعداد انگشتای دست و پامون به زور بیشتر میشه، خارجه.و جدن هم خوشمزه هستن.البته بستگی به رستوران داره. مطمئنن تو هیچ هتل شرایتونی غذای بد سرو نمی شه.

خلاصه همچنان در حال تعجب بودم و بین طعم و تنوع غذاها و ساز و ضرب و حاجی های چینی گیج می زدم که دو تا حوری چینی بهشتی با لباس عربی تشریف آوردن و برای حجاج که اجر ولیمشون با امام زمان باشه شروع کردن به رقصیدن! خدا خیر بده این حجاج رو که هم فیض دنیا رو می برن هم آخرت. البته یه مسئله جالب دیگه این که تا پیش از این دولت چین به اقلیت های مذهبی از جمله مسلمونا اجازه نمی داد که آزادانه چنین برنامه هایی رو برگزار کنن اما از سال 1978به دنبال اجرای  سیاست های اصلاحات و درهای باز، تغییرات چشمگیری در تصمیمات حکومتی چین ایجاد شد که برگزاری مراسم شام از طرف انجمن اسلامی چین و دعوت از خارجی ها یکی از همین تغییراته. یه چیز جالب دیگه این که حاجی های چینی موقع خداحافظی هم یه "سلام علیکم" دیگه بهمون گفتن و ما هم به چینی ازشون تشکر کردیم.

 

                                                                     ۲۰ دسامبرـ عید قربان چین

 

|+| نوشته شده توسط Talieh Akbari در Thu 27 Dec 2007 و ساعت 19:47