تبليغاتX
سپید سیاه خاکستری
 عید همه مبارک

این هفت سینی است که سال گذشته در پکن چیدم. با چه ذوق و شوقی به بازار گل فروش ها و ماهی فروش ها رفته بودم! امسال اما دریغ از یک سین حتا! انگار خاصیت غربت است این.
سال گذشته سال در مقابل یک مجسمه ی بودا در شهر شمالی "چنگده" تحویل شد و امسال احتمالن در "همدان" تحویل می شود. شاید از چنگده زیباتر و هیجان انگیز تر نباشد اما از همدان خاطرات فراموش نشدنی زیاد دارم. این سفر دوباره مرا می برد به همان روزهای خوش بی خیالی و دانشجویی و شیطنت های گاه و بی گاه وقتی مدام سعی می کردیم از همایش جیم بزنیم و همدان را ببینیم. دوباره مرا می برد به "هگمتانه" و "شیر سنگی" و مقبره ی "استر و مردخای" و ...

سالی که گذشت با تمام جدایی ها سال خوبی بود. تنها کسالت عزیزی که شکر خدا الان حالشان رو به بهبود است دلمان را لرزاند. امیدوارم سال 88 از همیشه بهتر باشد. به امید سالی همراه با سلامتی و روزهای آفتابی، عید همه مبارک.


|+| نوشته شده توسط Talieh Akbari در Thu 19 Mar 2009 و ساعت 13:4  
 انگار زیادی بزرگ شده ایم

سال های نه چندان دور، کوچک تر که بودیم از مدت ها پیش از رسیدن زمان "چهارشنبه سوری" بی صبرانه منتظر شب چهارشنبه و چادر سیاه و کاسه و قاشق زنی بودیم. هنوز خنده های ریزریزمان با دخترها و پسرهای همسایه زیر چادرهای سیاه و گل گلی خوب یادم هست. و دعواهامان بر سر تقسیم غنائم به دست آمده چقدر کودکانه بود. پدرها کپه های کوچک آتش را پشت سر هم ردیف می کردند و دست های کوچک مان را می گرفتند تا از روی آتش بپریم. تمام روزهای سال یک طرف بود و این شب چهارشنبه سوری یک طرف.
حالا اما هر چه به چهارشنبه سوری نزدیک تر می شویم تلاش می کنیم تا زودتر به کارهای مان برسیم و در این شب بیرون از خانه نباشیم. حالا دیگر نه از قاشق زنی خبری هست و نه کپه های کوچک آتش. تیر و ترقه و سیگارت و سوتکی و چه می دانم صد مدل مواد منفجره جای چادرهای سیاه و گل گلی و قاشق زنی را گرفته اند. چقدر دلم از این همه تغییر فرهنگی می گیرد. چقدر دلم برای کودکی و دست های بزرگ پدرم تنگ شده. انگار خیلی زود، انگار زیادی بزرگ شده ایم.


|+| نوشته شده توسط Talieh Akbari در Tue 17 Mar 2009 و ساعت 18:57  
 Happy 8th March


|+| نوشته شده توسط Talieh Akbari در Sun 8 Mar 2009 و ساعت 14:21  
 رویای پری دریایی / Mermaid Dream

آکوامارینگاهی هیچ چیز گزنده تر و تلخ تر از واقعیات زندگی نیست. گاهی که به شدت درگیر می شویم و همه چیز روی اعصاب مان راه می رود و به شدت آسیب پذیرمان می کند.
"آکوامارین" را حتمن ببینید. نه به این خاطر که جایزه ای برده یا هنرپیشه های فوق العاده ای دارد یا کارگردانش محشر است. آکوامارین تنها یک فیلم ساده تخیلی فانتزی است که لااقل برای چند ساعت شما را از دنیای خشک و جدی اطراف تان جدا می کند. مخصوصن زمانی که احساس می کنید جایی برای نفس تازه کردن ندارید. در این مواقع شاید هیچ چیز به اندازه ی گوش کردن به موسیقی مورد علاقه مان یا تماشای یک فیلم تخیلی با پری دریایی ای که رنگ ناخن هایش همراه احساسات اش تغییر می کند یا گوشواره هایی از ستاره های دریایی سخنگو دارد، آرام بخش نباشد.



Some times nothing is more nettlesome and bitter than the life realities. Some times that we severely get involved and every thing is nerve-racking to us and make us vulnerable.
Be sure to watch "AQUAMARINE". Not because of awards or great actors or brilliant director. AQUAMARINE is just a fantastic unreal movie; which at least separate you from the arid and lifeless world for a few hours. Especially, when you feel there is no place to take a fresh breath. In these positions probably nothing is more calmative than listening to our favorite music or watching an imaginary movie with a mermaid who her nails color changes according to her emotion or has some earrings from speaker starfishes.


|+| نوشته شده توسط Talieh Akbari در Sat 28 Feb 2009 و ساعت 22:31  
 I have ADSL,therefore I am

این روزها دیگر آدم ها برای اثبات حضورشان بیش از راه رفتن روی کره خاکی به راه رفتن بر کره مجازی نیاز دارند. چرا که روزهایی که در چین بودم بیشتر در ایران حضور داشتم تا این روزها...

وضعیت اینترنت این مملکت همیشه غم انگیز بوده و غم انگیزتر زمانی است که پس از مدتی طولانی و عادت به اینترنت پر سرعت مملکت بیگانه برمی گردی و دست به دامن "دایل آپ کانکشن" مملکتی می شوی که باید به اندازه ی سال کبیسه برای باز کردن هر صفحه منتظرت بگذارد.

یکی دو هفته ای است که کثیری از دوستانم از بیشتر بودنم در دنیای مجازی بسیار تعجب کرده اند. خداوند تکنولوژی را در سراسر این مملکت اپیدمی کند انشاءالله.

محض اطلاع دوستان متعجب:

"من ای دی اس ال دارم، پس هستم."

                                                     طلیعه اکبری


|+| نوشته شده توسط Talieh Akbari در Thu 19 Feb 2009 و ساعت 21:52