![]() |
![]() |
|
| Once upon a time in China روزي روزگاري در چين |
|
هر نفر فقط ۲ تا بلیت همون اول به چینگ گفتیم که ما باید بلیت برگشت بخریم. اونم گفت فکر نکنم باشه ولی اگه نبود با هواپیما برگردین. چنگیز؟ کدوم چنگیز؟! بعد از خرید بلیت از چینگ درباره محل مقبره چنگیز خان مغول پرسیدم و اونم خیلی ریلکس گفت منظورت کدوم چنگیز خانه؟! یه خورده گیج شدم و گفتم یعنی چی کدوم چنگیز خان؟ خوب چنگیز خان مغول دیگه. اونم خندید و گفت آخه ما از این چنگیزا تو این منطقه زیاد داریم حالا تو کدومشو می خوای ببینی؟ کله پاچه مغولی برای ناهار هم رفتیم به یه رستوران مغولی اسلامی. هوهات کلی مسلمون داره و کلی هم واسه خودشون دبدبه و کبکبه دارن. این کاسه ای که می بینین محتویاتش تقریبن همون محتویات کله پاچه خودمونه ولی طعمش کمی متفاوته. البته من تندشو دوست نداشتم و به قول چینیا "بو لادا" (یعنی تند نباشه) سفارش دادم. این از اولین کلمه هایی بود که بعد از چند بار آتیش گرفتن تو رستورانای پکن یاد گرفتم
ادامه دارد...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 22:46 توسط طلیعه اکبری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من در بهار 1360 به دنیا آمدم. در سال 79 وارد 50 تومنی (دانشگاه تهران) شدم و علوم ارتباطات خواندم. از همان سال, فعالیت مطبوعاتی ام با کار در حوزه هنری تهران, روزنامه های کیهان, صدای عدالت,اعتماد و ... آغاز شد و در سال های بعد روزنامه نگاری را به طور حرفه ای در روزنامه های توقیفی گلستان ایران و بهار تجربه کردم. شاید همان سال ها برای من بهترین دوران کار مطبوعاتی بود. پس آن هم مدتی در مرکز مطالعات و پژوهش های زنان, خبرگزاری میراث فرهنگی, روزنامه ایران, روزنامه ابرار اقتصادی و... کار کردم. تا چندی پیش هم در روزنامه آینده نو می نوشتم تا این که گذارم به رادیو بین المللی چین افتاد...
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|