تبليغاتX
در میان چشم بادومی ها - یاد وروری های 79 به خیر...
Once upon a time in China روزي روزگاري در چين

از چپ: خداداد، خودم، ویدا، استاد، رضا، مهنوش، پیمانه

هر بار که در وبگردی ها یکی از دوستانم را پیدا می کنم بیشتر به اینترنت و این دنیای مجازی ایمان می آورم. تا این که به یکی از به یاد ماندنی ترین استادان دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران برخوردم. به یاد ماندنی برای من از آن جهت که تا آن موقع استادی به خوش برخوردی آقای ناصر بزرگمهر ندیده بودم... اساتید معمولن از بالا به دانشجو نگاه می کردند و حتا گاهی طوری با ما حرف می زدند که انگار اصلن آدم نیستیم. حالا خودتان فکرش را بکنید، ایشان در چنین جوی با چنان احترام و تواضعی با ما ندید بدیدها برخورد کردند که همه از تعجب شاخ درآورده بودیم. به خوبی یادم هست که شرترین بچه های کلاس دوستش داشتند و با وجود این که حضور و غیابی در کار نبود سر کلاسش حاضر می شدند. 3 واحد چاپ و نشر... کلاس بعدازظهر تشکیل می شد و خوب یادم هست که زمستان بود و هوا هم زود تاریک می شد... وقتی وبلاگ این استاد عزیز را پیدا کردم دوباره خاطرات خوش دوران دانشجویی و چهره ی تک تک ورودی های 79 جلوی چشم هایم رنگ گرفت... عجیب این که عکسی را که با این استاد عزیز گرفته بودیم با خودم به چین آورده بودم و وقتی با استاد صحبت کردم پیشنهاد دادند که عکس را در وبلاگم بگذارم شاید بقیه ی بچه ها هم یکی یکی پیدا شوند... یاد تمام دوستان خوبم چه آن ها که در ایران نیستند و چه آن ها که متاسفانه در میان ما نیستند به خیر...

این هم عکس دوربینی که عکس بالا با آن گرفته شده  لطفن دوربینم را چشم نکنین یک زمانی برای خودش دوربینی بوده حالا هم کلی قیمتی شده و به ۱۰۰ تا دوربین دیجیتال می ارزد... عکاس را هم یادم نیست ولی هر که بوده به سقف خیلی علاقه داشته

دوربین مورد علاقه ی من در پکن :)

مهنوش، پیمانه و ویدای عزیز اگر دوست ندارید عکس روی وبلاگم باشد، به من بگویید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 14:46  توسط طلیعه اکبری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من در بهار 1360 به دنیا آمدم. در سال 79 وارد 50 تومنی (دانشگاه تهران) شدم و علوم ارتباطات خواندم. از همان سال, فعالیت مطبوعاتی ام با کار در حوزه هنری تهران, روزنامه های کیهان, صدای عدالت,اعتماد و ... آغاز شد و در سال های بعد روزنامه نگاری را به طور حرفه ای در روزنامه های توقیفی گلستان ایران و بهار تجربه کردم. شاید همان سال ها برای من بهترین دوران کار مطبوعاتی بود. پس آن هم مدتی در مرکز مطالعات و پژوهش های زنان, خبرگزاری میراث فرهنگی, روزنامه ایران, روزنامه ابرار اقتصادی و... کار کردم. تا چندی پیش هم در روزنامه آینده نو می نوشتم تا این که گذارم به رادیو بین المللی چین افتاد...

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
شعرهای خودم (ایران-چین)
متافیزیک مهران
مجتبا پويا (پکن)
احمد مشکلاتی (سیدنی)
حامد بهشتی (بیروت)
محسن میرزایی (چین)
یونی (یونان)
امید سعادتیان (مالزی)
مهرانه (اروپا)
ساناز اقتصادی نیا (دبی)
نفیسه (مالزی)
یه بنده ی خدا (سیدنی)
سمانه حیدری(سیدنی)
بخش فارسی رادیو بین المللی چین
ايرانيان مقيم چين
ایرانیان مقیم شانگهای
ایرانیان مقیم امارات
ایران مالزی
مهاجرت به استرالیا
مریم منصوری
سارا جمال آبادی
سیگورد
صندلی عباسحسیننژاد
غیر ممکن است عباس
فاطمه ی عباس
ماه تی تی عباس
شراره عزیزی
سمیرا قیاسی
محسن باقرلو
احسان جوانمرد
امین بزرگیان
امیر اسماعیلی
علی رضا سلطانی (واترلو)
طاهره قصدی
نسیم (هند)
سید ضیاء قاسمی (کابل)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

Baznegar
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

Baznegar