تبليغاتX
سپید سیاه خاکستری
 pray with me, change will come
زمانی که در چین زندگی می کردم بارها به عنوان کارشناس خارجی به همراه سایر همکارانم در رادیو بین المللی چین به مراسم مختلفی دعوت شدم. حضور افراد خارجی گاهی از سایر ارگان ها و میزبانی فوق العاده چینی ها وجه اشتراک اکثر این مراسم بود. یکی از با شکوه ترین آن ها جشن روز جهانی زن بود که در محل مجلس چین در میدان "تیان آن من" با حضور زنان خارجی شاغل در پکن برگزار شد. هر چند در ابتدا مبهوت شکوه ساختمان مجلس و سربازان عصا قورت داده و قالیچه ی قرمزی که باید از آن عبور می کردیم شدم اما پس از ورود به سالن با دیدن چهره های خندان و لباس های محلی و رنگارنگ ملیت های مختلف انگار کسی با مشت توی صورتم کوبید. دردم زمانی بیشتر شد که از تمام ملیت ها دعوت کردند برای رقص به روی سن عظیمی که با رنگ های قرمز و طلایی تزیین شده بود، بروند. زنان زیبا با لباس های رنگارنگ کشورهای مختلف از مغولستان و افغانستان و تاجیکستان و ترکیه گرفته تا صربستان و چک و بریتانیا و اوگاندا و برزیل و کلومبیا شروع کردند به رقص و پایکوبی. آفریقایی ها و مخصوصن زنان آفریقای جنوبی فوق العاده بودند. لباس و چهره زنان آمریکای جنوبی هم بسیار تماشایی بود. در این گونه مراسم بود که جای خالی کشورم را به وضوح حس می کردم. وقتی می گویم سرزمینی که انگار هیچ کجای نقشه ی جغرافیای عالم نیست در واقع درد نبودنش را تا عمق وجودم حس کرده ام. سرزمینی که زنان کارمندان سفارتش در چین با چادر سیاه به پیست اسکی پکن می روند... تا پیش از این دوست نمی داشتم ایرانیانی را که در خارج از کشور هویت خود را مخفی می کنند، اما امروز ترجیح می دهم حتا همان فروشنده عامی فروشگاه "شیدن" پکن به زبان ایتالیایی یا اسپانیایی با من صحبت کند. با این حال وقتی "گلشیفته فراهانی" با آن خنده های قشنگش روی فرش قرمز هالیوود ظاهر می شود از خوشحالی اشک می ریزم. شاید گلشیفته پس از "شهره آغداشلو" تنها شانس حضور نام سرزمین من در دنیایی باشد که هنوز ما را عرب می پندارد.
با دیدن چهره شاد و سرزنده گلشیفته حس کردم که باز می توانم وجود داشته باشم، نفس بکشم، زن باشم و زندگی کنم. این حس زمانی بیشتر در من قوت گرفت که "فرشید امین" ترانه صلح و پیروزی خود را با نام "با من دعا کن" به دعوت حزب دموکرات در ضیافت پیروزی "باراک اوباما" به زبان انگلیسی اجرا کرد. زمانی که خبر را از تلویزیون "بی بی سی" شنیدم به پهنای صورت اشک ریختم. گر چه عبث به نظر می رسد اما شاید واقعن روزی در سرزمین خاکستری ام چیزی تغییر کند شاید واقعن در سرزمین من جایی برای زندگی پیدا شود... دلم عجیب می گیرد وقتی صدای مهران را پای تلفن از ته دنیا می شنوم که: "طلیعه مهاجرت خیلی غم انگیزه... ."

for all the ones who came and died
pray with me
pray with me
change will come
pray with me

|+| نوشته شده توسط Talieh Akbari در Tue 10 Feb 2009 و ساعت 23:47